الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
50
تفسير تطبيقى (فارسى)
به خاطر رأى خاص كه انتخاب كرده به تفسير قرآن مىپردازد و آيه را طبق آن معنا مىكند . روشن است چنين مفسرى درصدد فهم و كشف مقصود خداوند نيست بلكه در مقام تاييد ديدگاه خويش است و آيات قرآن را مستمسك خود قرار داده و سزاوار نكوهش است ، در اين صورت مفاد روايات تفسير به رأى ، همان فرمايش نقلشده از امام على عليه السّلام است كه فرمود : « عطفوا الهدى على الهوى ، هدايت و معارف قرآن را تابع تمايلات و آراى خود قرار مىدادند » « 1 » به جاى آنكه بر اساس قرآن ، ديدگاههاى خود را متهم بدارند . « 2 » در صورتى كه باء براى استعانت باشد ، مقصود آن است كه مفسر به جاى تفسير آيات به كمك قواعد محاوره و ادبيات عرب و قرائن درونى و بيرونى ، به كمك رأى خود آيات را تفسير مىكند ، چنين مفسرى نيز درصدد فهم مراد خداوند نيست . طبق معناى سوم از كلمه باء مفسر در تفسير آيه به جاى آنكه مفاد آيه را بيان مىكند ، آراى خود را مطرح مىكند و ميان آيه شريفه و آراى خود « اين همانى » برقرار مىسازد در اين صورت نيز ، وى به جاى فهم متن درصدد ارائه رأى خويش بوده و چنين تفسيرى مورد نكوهش است . « 3 » در تأييد معناى مذكور از روايت نهى از تفسير به رأى بايد ضميرى كه مضاف اليه « رأى » است را در نظر گرفت ( چون به صورت « رأيه » به كار رفته است ) يعنى مفسر به خاطر رأى خودش يا به كمك رأى خودش قرآن را تفسير مىكند كه قطعا سزاوار نكوهش است . چنان كه ملاحظه كرديد در برخى از اين احاديث تعبير : « من فسر القرآن به غير علم . . . هركس قرآن را بدون علم تفسير كند . . . » به كار رفته است روشن است در اين صورت نيز چنين تفسيرى مردود و حرام خواهد بود ، شايد هم مقصود از تفسير به رأى در لسان روايات با تفسير به غير علم يكى است .
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، نامه 53 ( 2 ) . ر . ك : نهج البلاغه ، خ 176 . ( 3 ) . ر . ك : روششناسى تفسير قرآن ، زير نظر محمود رجبى ، ص 57 ، 58 .